آفتابِ دار
On ۱۵/۰۹/۱۳۹۵ | 0 اظهار نظرها 

آفتابِ دار
احمد هاشمی
انتشارات نیلوفر

آفتابِ دار یک رمان طنز نیست، ماجراهای آدم هایی است که با قاعده ی خودشان زندگی می کنند و رسم دنیا برايشان خنده دار است.
داستان در روزی آغاز می شود که رضا با نقشه یک کار برزگ وارد خانه کبری می شود. یدی که دیگر از شکار تاکسی های شب کار خسته شده، با او همراه می شود و ماجراها با حضور اسد خیاط، آشغال فروش، ابوقاهر، ساقی، دختر آش فروش و عباس قراضه پیش می رود. رحیم همچنان در فکر”ماهی” است و پس از سال ها، رضا انتقام آقا رضا موتوری را می گیرد…
آدم های آفتابِ دار را پیش از این دیده ایم، حتی اگر گذر زمان هیچ وقت به پس کوچه های در خونگاه نیفتاده باشد.

جواب دادن