آواز داوود
On 04/12/2016 | 0 اظهار نظرها 
آواز داوود
ساعتي بعد، بالای درخت، سرم میان کشاله ی ران ماده گرازی است و شیری گرم، از نوکِ پستان های ورم کرده اش چکه چکه می چکد و درونم
را به آتش می کشد. بوي غريبي پيچيده در منخرين ام. بوي شير و شاش و هم آغوشی.
قاسم شکری

جواب دادن