برشی از گفتگوی ابوتراب خسروی با اعضای انجمن داستانی رهتاب
On ۱۶/۰۸/۱۳۹۵ | 0 اظهار نظرها 

  برشی از گفتگوی ابوتراب خسروی با اعضای انجمن داستانی رهتاب
سیاست وایدیولوژی دو چیز متفاوت از هم هستند . ادبیاتی که نوشته می شود تا یک ایدئولوژی را جا بیندازد، ادبیاتی است که حامل چیزی است که ربطی به ادبیات ندارد و از اهداف ادبیات دور است. به نظرم از این منظر خیلی از کتاب هایی که با این هدف نوشته می شود از دایره محض ادبیات به دور می افتند. سیاست زمانی می تواند موضوع ادبیات باشد که به یک انسان بپردازد . ولی اگر داستانی نوشته شود که ایدئولوژی و فلسفه ای را تبلیغ کند دور از اهداف ادبیات و هنر است.اعتقاد دارم که فرهنگ و کار فرهنگی و ادبیات که وجهی از فرهنگ است ، فراتر از سیاست است.طبعا اگر فرهنگ کارش بر روال باشد ، ما شهروند فرهیخته و سیاستمدار فرهیخته خواهیم داشت.اهداف فرهنگی را فراتر از اهداف سیاسی ارزیابی می کنم.عناصر فرهنگی ، که سیاست را در اولویت قرار می دهند ، فرهنگ را قربانی می کنند و باعت لطمه دیدن فرهنگ می شوند.خلا وجود تشکلات سیاسی را نباید نویسنده با قربانی کردن کارش پر بکند.نویسنده قهرمان نیست ، او قبل از اینکه یک نویسنده باشد ، یک انسان است با همه نیازهایی که یک آدم دارد.این روزها هر کس توقع دارد نویسنده آن طور باشد که او می خواهد نه آن طور که نویسنده خودش می اندیشد.نویسنده اگر بتواند نویسنده بماند و کارش را انجام بدهد به هدفش رسیده است.نویسنده ممکن است سیاسی کار نباشد ، نباید از نویسنده توقع داشت که نقش یک حزب سیاسی را بازی کند. مقصودم از ادبیات و داستان یک مفاهمه هست وفلسفه و ایدیولوژی نیست. بلکه کشف و شهود است ، ایجاد پرسش از هستی است، بیانیه سیاسی نیست ،بلکه سوال است و مفاهمه است. نباید ادبیات را در حد یک بیانیه سیاسی نزولش داد ، که اگر چنین ادبیات چنین بشود نسخه روز می شود و ضریب نفوذ اش را از دست می دهد. در نوشتن داستان ، مطرح کردن پرسش های هستی شناسانه ابدیست.وظیفه ی کار سیاست را ،باید به عهده سیاستمدان واگذاشت تا فرهنگ و ادبیات آسیب نبیند. البته اگر نویسنده ای عنصر سیاسی بود ، اشکالی ندارد که کارش سیاست نیز باشد .ولی نباید از نویسنده ای که سیاسی کار نبود توقع داشت که کار نوشتن را قربانی سیاسی کاری بکند. ادبیات در ضمن آنکه ممکن است سیاست را موضوع ادبیات قرار بدهد ، سیاست نیست . در ضمن آنکه ممکن است موضوعش تاریخ باشد ، تاریخ نیست. در ضمن آنکه ممکن است موضوعش اخلاق باشد ، اخلاق نیست. ادبیات مجموعه ای از تناقضات است که ایجاد مفاهمه می کند. ادبیات ادبیات است با همه سایه روشن هایی که از جنس همه وجوه زندگیست.

جواب دادن