تنگ‌نظری‌هایِ ایرانی‌مآب
On 27/11/2016 | 0 اظهار نظرها 
تنگ‌نظری‌هایِ ایرانی‌مآب
یادداشتی از فرشته نوبخت در مورد وضعیت امروز ادبیات

به هر دشواری که هست، دو رمان از پرفروش‌هایِ روزهای اخیر را می‌خوانم. دو رمان که به دلیل حجمِ بالایی که دارند، قیمتی قابل توجه هم پشت جلدشان خورده است. یکی از این رمان‌ها متعلق به آنا گاوالدا نویسنده‌ی شهیرِ فرانسوی است با کلی جایزه و مخاطب در سراسر جهان؛ دیگری رمانی از یک روزنامه‌نویسِ زنِ انگلیسی است که به گزارش دوستان حاضر در نمایشگاه فرانکفورت، اثری پرفروش در خارج از مرزهایِ ایران است. خیلی هم خوب… ولی دارم با خودم فکر می‌کنم رمان‌های دوستان نویسنده‌ام که در ماه‌های اخیر خوانده‌ام چه کم از این دو اثر پرفروش امروز جهان و ایران دارند؟ به «مرده‌ها در راه‌اند»ِ ناتاشا امیری فکر می‌کنم که نثر و زبان و قدرت داستان‌پردازی و جهانی که خلق کرده جادویی است؛ به مجوعه داستان «برفِ محض» فکر می‌کنم که تک تک داستان‌هایش را می‌شود با لذت خواند و هیچ کم از همتاهایِ خارجی‌اش ندارد؛ به رمان «دیوار» علیرضا غلامی فکر کردم که هربار خواندنش برایم تازگی‌هایی به همراه دارد؛ به مجموعه داستان مرتضی بخشایش، کافه فراموشی فکر می‌کنم که به قدرِ ارزشمندی‌اش، قدر ندیده است، به تپه‌ی خرگوش‌های علی‌اکبر حیدری فکر می‌کنم، به رمان جلبکِ کتایون سنگستانی، به روضه‌ی نوحِ حسن محمودی، به ترکش‌هایِ لغزنده‌ی آیت دولتشاه، به … به … به …و… رمان‌هایی که به دلیلِ نداشتنِ لابی و دوست و رفیق و حمایت‌گرانِ بی‌عقده و درکِ ناشر و چه و چه حیف و میل شدند و نیامده در محاق فرو رفتند تا گردش‌هایِ مالیِ نشرها را پرفروش‌ها و جایزه برده‌ها و پرمخاطب‌هایِ خارجی بگرداند. اما این‌ها که خواندنشان خیلی هم خوب است و اصلا ضرورت است چه دخلی به فرهنگِ ما دارد، چه لذتی برای مخاطب ما دارد جز این‌که چشمشان را با تبلیغات کور کرده‌ایم و سلیقه‌اشان دزدیده‌ایم. الان دو کتابِ قطورِ پرفروشِ خارجی را تمام کرده‌ام و دلم آنقدر که برای نویسنده‌هایِ قدرندیده و گرفتار تنگ‌نظری‌هایِ ایرانی‌مآب می‌سوزد برای اسکناس‌هایِ خرج‌شده‌ام نمی‌سوزد.

جواب دادن