در خواب و بیدار
On 24/11/2016 | 0 اظهار نظرها 

در خواب و بیدار

تنهایی از نبودن های کسی شروع می شود که باید باشد اما نیست.
تنهایی از بی تفاوتی های ِ یک دوست در یک مسئله ی کوچک شروع می شود. تنهایی از کلمه های ما آغاز می شود، از کلمه های بزرگی که هضم کردنشان دشوار است.
تنهایی از کار دارم های تو، وقت ندارم های تو، نبودن های تو، شلوغ بودن های تو آغاز می شود و توی دست های من ادامه پیدا می کند. توی لحظه هام.
تنهایی، که از بی حوصلگی تو، برای من آغاز می شود.

از زود رفتن هات، زیاد نماندن هات، دیر دیدن هات آغاز می شود و می رسد به شب های من.

می رسد به بغض های من، می رسد به چشم هام، به لب هام که انقدر ساکت اند. تنهایی ساده نیست، از هرکجا که ریشه بگیرد جای ِ دیگری را ویرانه می کند. جای دیگری می ماند و هیچ وقت رفتنی نیست.
تنهایی از نبودن ها آغاز می شود. از همین نبودن های ساده ی من و تو که ساده نیست…

جواب دادن