داش آکل صادق هدایت
On ۲۰/۰۸/۱۳۹۵ | 0 اظهار نظرها 

داش آکل صادق هدایت

… داش آکل خوب یادش بود که سه روز پیش در قهوه خانهٔ دو میل، کاکارستم برایش خط و نشان کشید، ولی از آنجایی که حریفش را می شناخت و می دانست که کاکارستم با امام قلی ساخته تا او را از رو ببرند، اهمیتی به حرف او نداد، راه خودش را پیش گرفت و رفت. در میان راه، همهٔ هوش و حواسش متوجه مرجان بود. هرچه می خواست صورت او را از جلو چشمش دور بکند بیشتر و سخت تر در نظرش مجسم می شد… .

:صادق هدایت
از داستان داش آکل

جواب دادن