نگاه نویسنده
On 10/12/2016 | 0 اظهار نظرها 

نگاه نویسنده

یادداشتی از فرشته نوبخت

کاهش ساعت اشتغال زنان، مسئله‌ای که زنان شاغل را این روزها به شدت خوشحال کرده‌است، تلویحا بر این نکته پامی‌فشارد که ماندن در خانه ضروری‌تر از کار در بیرون از منزل است. سوال این است که آیا چنین دست‌آوردی، مهم و خوشحال‌کننده است؟ آن سیاستی که با پیش‌فرضِ تشویق زنان به تمرکز هرچه بیشتر در امر خانه‌داری، مبادرت به پیشنهاد چنین قانونی داده است، آیا به واقع دلسوزانه یا مآل‌اندایشانه است و موجب این نخواهد شد که زنان پس از دوره‌ای طولانی تلاش برای حضور بیشتر و موثرتر در اجتماع، بازگشتی دیگرگونه به عقب داشته باشند؟ به نظرم قرار است قدرت زنان در فعالیت‌های اجتماعی روز به روز کم‌تر شود و این کار با کاهش ساعت کار آن‌ها در اداره‌ها، آغاز نمی‌شود بلکه از خیلی قبل‌تر، از زمانی که زنان به دنبال چنین مطالباتی بوده‌اند، شروع شده است. سیاستی که در آن قرار است زن به مسئولیت و وظیفه‌ی سنتی خود که برآمده از نگاهی مردسالارانه است، یعنی همسری و مادری بپردازد و ساعت‌های بیشتری را در خانه بگذراند. کاهش ساعت کاری زنان در کنار افزایش میزان مرخصی‌هایی که به بهانه‌ی زایمان و شیردهی و مواردی از این دست به زنان هدیه شده است، در ادامه‌ی اهدافِ نهانی که ضرورت‌هایِ سیاسی پدیدآورنده‌ی آن است، یک عقب‌گردِ فاجعه بار مدنی است و نه یک دست‌آورد خوشحال‌کننده برای زنان.

جواب دادن