پرسه هایی که تا ادامه می روند
On 22/11/2016 | 0 اظهار نظرها 

پرسه هایی که تا ادامه می روند

حرف از این بود که اگر آدمی ذوزنقه است نمی توان توقع داشت که دایره شود. نمی شود توقع داشت کسی آنقدر تغییر کند که جورِ شما شود،
نمی توان توقع داشت قسمت های تیز و گوشه هایش از بین بروند و بشود آن دایره ی صاف و ساده ای که شما می خواستید.
در خوشبینانه ترین حالت دوست داشتن و عشق می تواند گوشه هایش را نرم کند، می تواند آن ذوزنقه را بیضی کند مثلن، آن مکعب را استوانه کند ..
خوشبینی و آن امیدواری کذایی شما را تا مدتی راضی نگه خواهد داشت، اما زمان .. این زمان لعنتی است که تعیین می کند؛
ساییدگی ها را، اصطکاک اشیا را، آن کشیده شدن ناخن روی دیواره ها را و بلاخره یک روزی آن مکعب و دایره و همه ی اشکال هندسه از بین خواهند رفت و فقط دلتنگی باقی می ماند.
شاید با گذشت زمان ذوزنقه ی آدم ها دایره شود اما رد زمان تا ابد برشما باقی خواهد ماند .. رد زمان بر گوشه های آدم مقابلتان باقی خواهد ماند ..
و شما در خودتان ته نشین خواهید شد .. و دلتان برای جاهای خالی تنگ خواهد شد، دلتان برای همان ذوزنقه ی لعنتی، برای آن شکل بی شکلی که می دیده اید تنگ خواهد شد، مصیبت آن جاست که انقدر خودتان را مجبور به تغییر کرده اید که میان آن همه جنگ و دعوا فراموش شده اید .

جواب دادن