کتاب یک عاشقانه آرام
On 24/11/2016 | 0 اظهار نظرها 

کتاب یک عاشقانه آرام

“هنوز هم، اما، می توان روبروی آینه، در خلوتِ خانه، نشست، به خود نگاه کرد، و از خود پرسید: آیا همان قدر خوبی که سال های پیش از این بودی؟ آیا طهارتِ کودکی، صفای نوجوانی، شور جوانی، و آن ایمانِ عظیم را که در دل داشتی، با خود نگه داشته یی؟”

جواب امروز من: نُچ!

*یک چیزی هست که به شدت برای من نفرت انگیز است. یعنی وقتی به سراغش می روم تا چند ساعت به کلی از خودم بیزارم. من اینجا اسمش را می گذارم “بختک” و از این به بعد هم اگر سراغم آمد می گویم”بختک”. دیروز هم “بختک” پرید رویم و این نُچِ صریح من تا حدّ زیادی به همین “بختک” دیروز بر می گردد. تا هفته آینده وقت دارم خودم را بسازم و یکشنبه که شد بروم جلوی آینه و به سوال های بالا پاسخ دهم. امیدوارم دوباره جوابم نُچ نباشد یا اگر باشد به این صراحت نباشد. اصلا از این به بعد یکی از برنامه های ثابت یکشنبه من این خواهد بود که روبروی آینه بنشینم و سوال های بالا را از خودم بپرسم.*

نادر ابراهیمی

جواب دادن